حواسمان باشد که روی دیگر سکهی «تئوری توطئه» آن است که فرض کنیم هیچ توطئه و نقشهای در کار هیچکس نیست، یا بقولی «تئوری عدم توطئه». میبینم که خیلی مد شده ایرانیها به این تله میافتند. همانقدر که تئوری توطئه احمقانه است چون همه چیز را میخواهد به یک شکل واحدی توضیح بدهد، وارونهی آن هم احمقانه است. یک چیزهایی توطئه است و یک چیزهایی هم نیست.
Excerpt:
Denial of any conspiracy is as stupid as the conspiracy theory itself. Both are totalizing articulations and both are wrong. Unfortunately, among the Iranian elite, it has become quite trendy to reject the possibility of any conspiracy.
میدانستم که رابرت تیت، خبرنگار سابق گاردین در تهران، آدم بیوجدانی است، ولی دیگر نه اینقدر. نگاه کنید خبرش را که دربارهی کنفرانس مطبوعاتی دیروز شادی صدر و رفقای وکیل «داوطلب»اش نوشته چطوری دارد همزمان هم تخم کینه و اختلافهای قومی را میپراکند و هم با اغراق کردن اتفاقی که حتی هنوز نیفتاده ایران را وحشیترین و ظالمترین حکومت نشان میدهد.
البته از تیت که به دروغگویی و بیشرافتی مشهور است انتظاری جز این نیست. ولی از شادی صدر که خودش را فعال حقوق بشر میداند باید پرسید که چرا وارد بازی کثیف اختلافات قومی و نژادی شده است و آیا میداند دارد به چه کسانی سرویس میدهد یا نه. (خوب است نگاهی به گوگل نیوز بکند که خبر کنفرانس مطبوعاتی صدر را تا حالا حداقل بیش از دویست روزنامه و سایت خبری انگلیسی زبان و صدها رسانهی غیرانگلیسیزبان دیگر در تمام دنیا زدهاند و قاعدتا در این ۲۴ ساعت اخیر به گوش صدها میلیون نفر در جهان رسیده است.)
راستش را بخواهید، این کنفرانس عجیب مطبوعاتی، بخصوص با این تم شوکهآور قومی و نژادیاش، دیگر در ذهن من هرچه اعتماد و احترامی برای شادی صدر باقی نگذاشته است. این آدم کاملا با آدمی که من تا دو، سه سال پیش میشناختم فرق دارد. او دیگر دنبال حقوق من و شما نیست. او الان نان شبش، مثل تمام نوچههای رنگارنگ شیرین عبادی، از راه بدنام کردن من و شما و بنزین رساندن به ماشین آمریکایی-اسراییلی جنگ روانی علیه ایران میرسد. (حتی مجاهدین خلق هم از این کنفرانس استقبال کرده است.)
بوی بدی از این کنفرانس مطبوعاتی میآید و به نظرم شادی صدر و رفقایش عامدانه و با آگاهی از عواقبش تصمیم گرفتهاند این کار را بکنند و میدانند که این برایشان گران تمام خواهد شد. احتمالا هم طبق معمول بورسیهای، جایزهای، پناهندگیای چیزی در اروپا یا آمریکا در انتظار اوست.
فقط این وسط من در تعجبم که کدام احمقی در وزارت اطلاعات زمان خاتمی گذاشته تا خبرنگار سابق روزنامهی دست راستی و ضد ایران «تایمز» در اورشلیم بیاید و یک دفعه بشود خبرنگار روزنامهی چپ و منتقد ضد اسراییل گاردین در تهران و یکی دو سال این همه دروغ و مزخرف تولید کند و کسی هم کاریاش نداشته باشد. آن معاونت مطبوعات خارجی پس چه غلطی میکرده؟
Excerpt:
Not unexpected from Robert Tait, the former Jerusalem correspondent for The Times, it is quite disappointing to see Shadi Sadr, quite consciously, falling into the trap of the anti-Iran psy-op war machine. More distressing is that she is even bringing up the issue of ethnic minorities. Perhaps an award, a scholarship or simply a Hadi Ghaemi is waiting for her somewhere in Europe or in the U.S?